این وبلاگ به این مسیرمنتقل شد.
پاتپه محوطه اي باستاني به ارتفاع 22 متر طول و عرض 138 در 95 متر است که مطالعات باستان شناسي نشان مي دهد اين تپه باستاني اطلاعات فراواني از دوره پيش از تاريخي تا دوره اسلامي و سده هاي اخير را در خود نهفته دارد......
به نقل از روزنامه همشهري مورخ 30/1/86
رئیس جمهمور محترم لطف کردن امروز سد سیوند رو افتتاح کردن و سد سیوند آب گیری شد.
به نوادگانمان چی بگیم ؟
اینم کاری از من:
به گزارش خبرگزاري فارس محمود احمدينژاد رئيس جمهور عصر امروز دوشنبه در ادامه سفر استاني به استان فارس از آبگيري سد سيوند در مدتزمان سفر خود به استان فارس خبر داد. ![]()
كارشناسان از زير آب رفتن بخشي از آثار باستاني ايراني مربوط به دوره هخامنشي و ساساني در صورت آبگيري سد سيوند خبر ميدهند. اقدام به آبگيري سد سيوند در حالي صورت ميگيرد كه اسفنديار رحيم مشائي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري چند روز پيش گفته بود: "تا شهريورماه مطمئنا امكان آبگيري سد وجود ندارد." پيش از آن، دكتر محمد علي دادخواه، وكيل دادگستري در گفتگويي با روز از"قول وزارت نيرو و تعهد سازمان ميراث فرهنگي مبني بر عدم آبگيري سد سيوند پيش از پايان كاوشهاي باستانشناسي" خبر داده بود.
اميررضا خادم عضو كميسيون فرهنگي مجلس نيز در واكنش به تصميم مورد نظر در گفتوگو با مهر اعلام كرده بود: "بر اساس توافقي كه سال گذشته با سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري داشيم قرار بود ابتدا گزارش نهايي بررسيهاي ميراث و كار كاوشهاي باستانشناسي در محدوده سد سيوند را به كميسيون فرهنگي مجلس ابلاغ كنند و پس از آن درخصوص آبگيري سد سيوند اظهارنظر شود. در صورتي كه اين امر محقق نشد و سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري قبل از ارائه گزارش به كميسيون فرهنگي مجلس، آبگيري سد سيوند را بلامانع اعلام كرد."
در واكنش به آبگيري قريب الوقوع سد سيوند، سه شنبه هفته پيش اعضاي كانون مدافعان حقوق بشر از جمله محمد علي دادخواه و شيرين عبادي، از تنظيم شكواييه هايي عليه اسفنديار رحيم مشايي، رييس سازمان ميراث فرهنگي و پرويز فتاح، وزير نيرو خبر داده بودند.
محمدعلي دادخواه وكيل پيگيريكننده پرونده آبگيري سد سيوند در گفتوگو با ايسنا، در رابطه با آخرين وضعيت پرونده سد سيوند گفت: "به دنبال شكايت ما از معاون رئيسجمهور و وزير نيرو، پرونده اين دو نفر به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد كه شعبه 76 اين دادگاه نيز براي اين پرونده قرار صادر كرد و آن را به دادسراي كاركنان دولت ارجاع داد."
او در عين حال يادآوري کرد: "بهتر بود دادگاه كيفري استان تهران خود نسبت به اين پرونده رسيدگي و تحقيق ميكرد تا احتمالا رسيدگيها به دادسراي محل ارجاع نشود."
در آستانه ی فاجعه ی بزرگ
آخرين فرياد تنگ بلاغی،دشت پاسارگاد، و آرامگاه کوروش را بشنويد!
نامه ی سرگشاده به مردمان ايران و جهان
خانم ها و آقايان، همان گونه که روزنامه های رسمی حکومت جمهوری اسلامی ايران، خبر می دهند، دولت آقای احمدی نژاد قصد دارد هفته آينده سد سيوند را آبگيری کند. اين عمل که بی توجه به نظريات کارشناسان و اعتراض های مردمان فرهنگ دوست درايران و در سراسر جهان انجام می شود، در آستانه سال نوی ايرانی، يکی از غنی ترين و با اهميت ترين ميراث های فرهنگی و باستانی ايرانزمين را نابود خواهد کرد.
از جمله مناطقی که با اين آبگيری در خطر نابودی قرار دارد آرامگاه کوروش بزرگ است. او نخستين رهبر سياسی جهان بوده که بر رهایی انسان ها از بردگی و آزادی آن ها در انتخاب ارزش ها، فرهنگ ها، دين ها، و انديشه ها تأکيد کرده است. نمونه ای از فرمان او، به عنوان اولين منشور و درخشان ترين کوشش انسان دوران باستان برای برقراری حقوق بشر، اکنون درموزه بريتانيا و سازمان ملل وجود دارد.
خانم ها و آقايان، حدود دو سال پيش کميته بين المللی نجات پاسارگاد نامه ای خطاب به شما نوشت و خطر جدی اين آبگيری را به اطلاع شما رسانيد. در اين مدت اين کميته در کنار هزارها هزار مردم ايران و جهان که مشتاق حفظ گنجينه های تاريخ بشر هستند تلاش کرده است تا از اين حادثه شوم جلوگيری کند. ما به تمام سازمان های بين المللی ـ از سازمان ملل متحد تا سازمان يونسکو و سازمان های حقوق بشر که هر کدام وظيفه ای در قبال حفظ اين آثار بشری دارند ـ نامه نوشتيم و تقاضا کرديم جلوی اين عمل غيرانسانی را، که به مراتب گسترده تر از انفجار مجسمه بودا به دست طالبان است، بگيرند اما اکنون می بينيم که صدای حق طلبانه ی اين هزاران هزار انسان فرهنگ دوست به گوش هيچ کسی نرفته و سازمان ميراث فرهنگی ايران با همدستی وزارت نيرو و با پشتوانه ی دولت آقای احمدی نژاد با خيال راحت حق مسلم مردم ايران، يعنی ميراث چندين هزاران ساله ی مادران و پدران آن ها، را به آب خواهند بست
خانم ها و آقايان، اگر چه اين بازمانده های شکوهنمد تاريخ ايران اکنون به دست مردمانی ناسپاس نسبت به فرهنگ بشری به ويرانی کشيده می شود اما فراموش نبايد کرد که از دست رفتن آنها تنها رنجی ويژه ی ما نيست. يعنی، اين تنها ملت ايران نيست که ازداشتن مهمترين بخش هويت فرهنگی خود محروم می شود بلکه اين کل تاريخ جهان است که گنجينه ای عظيم و درخشان تاريخی و فرهنگی را از دست خواهد داد.
خانم ها و آقايان، اگر سلاح های هسته ای جان انسان ها را به خطر می اندازند، ويران گری های فرهنگی نيز بمب هايي هستند که انديشه و حيات معنوی انسان ها را به مخاطره می افکنند. و انديشه ی ناقص و بی خبر از ارزش های فرهنگی است که دست به جنگ و ويرانی می زند. سلاح هسته ای فقط وسيله ای برای اين انديشه ی جنگ افروز دور از فرهنگ است. سکوت سازمان های مسئولی چون يونسکو، سازمان ملل ، و سازمان های سياسی و مدنی ديگر در قبال اين ويران گری ها در واقع بی اعتنايی به انفجار بمب های ويران کننده فرهنگ جهانی است. اين چنين بمبی در هر گوشه ی جهان که منفجر شود سم بی فرهنگی را در سراسر جهان پراکنده خواهد کرد.
کميته بين المللی نجات آثار دشت پاسارگارد در آخرين لحظات نيز دست ياری به سوی همگان دراز کرده و از آن ها می خواهد که آخرين فرياد تنگه بلاغی، دشت پاسارگاد و خانه و آرامگاه کوروش بزرگ را بشنوند و هر نوع تلاشی را که لازم می دانند به کار بندند
تنها آن ها که قدمی در اين راه برداشته اند شرمسار نسل آينده نخواهند بود.
با مهر و احترام
کميته بين المللی نجات دشت پاسارگارد
نهم آوريل 2007
On the threshold of the grand catastrophe
Please listen to the last clamor of Bolaghi Gorge
Pasargad Plains and the mausoleum of Cyrus the Great!
An open letter to the world
Ladies and gentlemen! According to the official news-agency of the Islamic Republic of Iran, the government of Mr. Ahmadinejad has decided to begin the impoundment of the Sivand Dam in the next few days, despite the fact that many experts and thousands of people from all over the world have protested against such an atrocious act.
This means that a vast number of important archeological sites, containing mankind's most precious cultural heritages, are being flooded. Amongst the endangered sites is the mausoleum of Cyrus the Great, the author of the first declaration of Human Rights in 2500 years ago, that recognized the unconditional rights of human beings in choosing their religions, manifesting their opinions and cultural interests. A sample of his decree is on show at the United Nations while the original artifact is on display in British Museum.
Ladies and gentlemen! Around two years ago, the International Committee to Save Pasargad, issued an open letter addressed to you, informing you of the serious dangers that the impounding of Sivan Dam would create. Ever since, many of you, including thousands of Iranians, who are interested in the preservation of human kind's cultural treasures have tried their best to stop this catastrophe. We have written to all international organizations, including the UN, UNESCO and many other entities that have anything to do with the preservation of archeological treasures. We have repeatedly asked them to act according to their duties in this regards and intervene in a matter that should be considered as a much graver act than the destruction of Buddha's statutes in Afghanistan by the hands of Taliban. Unfortunately, we now see that the legitimate wishes of thousands of people of the world have been left ignored and the Cultural Heritage Organization of IRI, in collaboration with its Ministry of Energy, and supported by the whole administration of Mr. Ahmadinejad, have carelessly embarked on the destruction of Iranian nation's cultural heritage left and preserved for them through thousands years of history.
Ladies and gentlemen! Although it is the glorious reminiscence of ancient Iranian history that is being destructed in the hands of a group of unappreciative and ignorant people, we have to remind you that such a loss is not confined to the people of Iran. It is the whole world and the whole humanity that is standing on the threshold of loosing a part of its history and cultural achievements.
Ladies and gentlemen! If nuclear bombs endanger the lives of human beings, such acts of cultural genocide are actually just other sorts of destructive weaponry that annihilate the intellectual and spiritual lives of humans. It is a mind void of any knowledge of cultural values that can embark on the destruction of lives through either wars or such destructive actions in the realm of culture. Such dangerous weapons can only be used by such ignorant minds.
The silence of responsible organizations such as UNESCO, UN and other civil and political establishments in the face of such atrocities can, in fact, be interpreted as ignoring the threat of a nuclear showdown without acknowledging that if such cultural bombs are being exploded in any part of this planet everyone all over the world would be harmed through the spread of such dangerous anti-culture venom.
The International Committee to Save the Pasargad, would like to plea for help from everyone concerned. Please listen to this last clamor of the Bolaghi Gorge and Pasargad Plains, the home of Cyrus the Great and do not deny them of any action that is humanely possible on your part to stop this calamity in its initiating stage.
Only those who have done what they were supposed to do now would not be ashamed in the eyes of the future generations.
With love and regards
The International Committee to Save Pasargad
April 9, 2007
آيا شما هم نامه سرگشاده را امضا کرده ايد؟
تعداد امضا ها تا امروز: 55789
اينترنتي: 28524 ميزهاي امضا: 26655
هرودت
«هرودت» كوروش را پادشاهي ساده بلند همت و رادمرد و شجاع مي داند كه با انديشه هاي خردمندانه اش پارسيان را از باجگزاري رهايي بخشيد و بزرگترين ملت جهان را ساخت و براي آنها نيرومندترين پادشاهي هاي جهان را پي ريزي كرد . به عقيده ی هرودوت كوروش با اتباع خود رفتاري مشفقانه مهربان و پدرانه داشت. او بخشنده آداب دان و رعيت نواز بود و چون هميشه خير و سعادت اتباع خود را مي خواست، ايرانيان او را پدر خواندند.
هرودوت همچنين كوروش را جنگ آوري آزموده و دورانديش، دوستي وفادار و برازنده و پادشاهي پاكدل و آزاده و نرمخوي و شايسته ستايش تصور مي كند.
افلاطون
افلاطون مي نويسد، كوروش سرداري بزرگ بود.در زمان او ايرانيان از آزادي برخوردار بودند و بر بسياري از ملتهاي ديگر دنيا فرمانروايي مي كردند.بعلاوه او به همه مللي كه زير فرمانروايي او قرار گرفتند،حقوق مردم آزاد بخشيد.اين امر سبب شد كه همه او را ستايش مي كردند.سربازان او پيوسته براي وي آماده جانفشاني بودند و بخاطر او از هر خطري استقبال مي كردند.اگر در بين اتباع او مرد خردمندي بود كه راي و نظر او مي توانست براي ديگران سودمند باشد،نه تنها كوروش به وي حسد نمي ورزيد بلكه به وي پاداش نيز عطا مي كرد.بدين سبب كشور ايران زير رهبري كوروش از هر لحاظ پيشرفت كرد مردم آن نيز از آزادي و رفاه بي سابقه اي برخوردار بودند و آن چنان نسبت به يكديگر محبت مي ورزيدند كه گويي همه با يكديگر خويشاوندي دارند.
گيرشمن
گيرشمن باستان شناس فرانسوي درباره كوروش مي گويد: كمتر پادشاهي است كه پس از خود مانند كوروش چنين نام نيكي باقي گذاشته باشد.كوروش سرداري بزرگ سخي و نيكو خواه بود.او آنقدر خردمند بود كه هر زماني كشور تازه اي تسخير مي كرد به آنها آزادي مذهب مي داد و فرمانرواي جديد از بين بوميان آن سرزمين انتخاب مي كرد. او شهرها را غارت و ويران نمي كرد. ملتهاي آنها را قتل عام نمي نمود بلكه به آنها آزادي مي داد.
ايرانيان كوروش را پدر و يونانيان كه سرزمينشان بوسيله كوروش تسخير شده بود وي را سرور و قانونگذار مي ناميدند و يهوديان او را مسيح خداوند مي خواندند.
ديودوروس سيسولوس
ديودوروس سيسولوس تاريخ نويس مشهور نوشته است كوروش پسر كمبوجيه و ماندان دختر پادشاه ماد در دلاوري و كارآيي خردمندانه، حزم و ساير خصائل نيكو سرآمد مردم روزگار خود بود.در رفتارش با دشمنان داراي شجاعتي كم نظير و در كردارش نسبت به زير دستان پاك انديش و انسان دوستانه بود و از اين رو پارسيان او را پدر مي خواندند.
گزنفون
گزنفون با آن كه يوناني بوده در كتاب Cyropaedia و يا تربيت كوروش، آن چنان از كوروش تجليل بعمل آورده كه ميتوان گفت هيچ كس تا كنون از پادشاهي آنقدر تمجيد نكرده است.گزنفون در اين كتاب از كوروش بصورت يك انسان كامل يك سرمشق بيمانند زمامداري و يك مربي ايده آل و يك رهبر عاليقدر نام برده است.گزنفون مي نويسد، كوروش نابغه بزرگي بود كه در تمام عمر از هدفي مقدس و عالي پيروي مي كرد. او دست انسانها و طالب علم و حكمت و راستي و درستي بود. كوروش عقيده داشت پيروزي بر كشوري اين حق را براي سردار پيروز ايجاد نميكند كه ملت شكست خورده را اسير كند.
در هنگام جنگ بايد سعي كرد كه آتش جنگ به كشاورزان و مردم غير سپاهي سرايت نكند و شهر شكست خورده را نبايد غارت كرد. كوروش موفق شد حتي ملتهاي شكست خورده را نيز شيفته خود كند بطوري كه پارسيان او را پدر خواندند و ملتهايي كه بوسيله كوروش مغلوب شده بودند او را خداوندگار مي ناميدند . كوروش برترين مرد تاريخ دنيا،بزرگترين، بخشنده ترين، پاك دل ترين و دريادل ترين مردان بود و بزرگترين هواخواه فرهنگ و آموختن بشمار مي رفت.
ويليم دورانت
ويليم دورانت تاريخ نويس و فيلسوف نامدار امريكايي درباره كوروش مي نويسد كوروش از افرادي بود كه براي فرمانروايي آفريده شده بود.به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند.روش كوروش در كشور گشايي حيرت انگيز بود.او با شكست خوردگان با جوانمردي و بزرگواري رفتار مي كرد و نسبت به دشمنانش مهربان بود.بهمين دليل است كه يونانيان درياره او داستانهاي بيشماري نوشته و او را بزرگترين جهان قهرمان دانسته اند.
كوروش خوش چهره و نيكو اندام بود و سلسله هخامنشي را كه يكي از سلسله هاي بزرگ پادشاهي ايران است بوجود آورد.